هواپونوپونو چیست و چگونه زندگی را از درون تغییر میدهد؟
نقشه راهِ رسیدن به آزادی درونی؛ تفاوت مسئولیتپذیریِ خالص با توهمات رایج
همه ما در زندگی لحظاتی داشتهایم که احساس کردیم کشتی زندگیمان بدون سکان، در میان طوفانی از مشکلات گرفتار شده است. شاید شما هم بارها از خود پرسیده باشید: «چرا این اتفاقات مدام برای من تکرار میشود؟ چرا روابطم به بنبست میرسد یا چرا گرههای مالی دست از سرم برنمیدارند؟»
مولانا در بیتی تکاندهنده، پاسخی میدهد که شاید کلید حل تمام این معماها باشد:
ای نسخه نامه الهی که توئی / وی آینه جمال شاهی که توئی
بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست / در خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی
تصور کنید که تمامِ جهانِ بیرون، از همسرتان گرفته تا حساب بانکیتان، صرفاً بازتابی از یک صفحه نمایش است. اگر تصویری که روی پرده سینما میبینید تار یا آزاردهنده است، آیا با ضربه زدن به پرده میتوانید آن را درست کنید؟ قطعاً نه! باید به سراغ «پروژکتور» بروید. در سبک زندگی هواپونوپونو، آن پروژکتور همان ذهنِ ناخودآگاهِ ماست.
هواپونوپونو؛ دعوتی به خانه اصلی
هواپونوپونو (Ho’oponopono) یک تکنیک پیچیده یا یک فلسفه انتزاعی نیست؛ یک فرآیندِ بازگشت به خانه است. ریشه این واژه در زبانِ بومیان هاوایی به معنای «اصلاح کردن» یا «درست کردن» است. دکتر «ایها کالا هیولن»، استاد بزرگی که این روش را به جهان معرفی کرد، همیشه تأکید میکرد: «ما مسئولِ دادههای پاکنشدهای هستیم که در ناخودآگاه مان در حال پخش شدن هستند.»
بسیاری از آموزشهای زرد و سطحی در اینترنت به شما میگویند: «فقط مثبت فکر کن تا پول و عشق جذب کنی!» اما اینجا خبری از «جذب» به معنایِ دستوری و خودخواهانه نیست. ما اینجا برای «پاکسازی» هستیم. تفاوت بنیادین هواپونوپونو با قانون جذبِ رایج در همین است: در قانون جذبِ معمولی، شما سعی میکنید با ارتعاشِ ذهنی، چیزی را از بیرون به سمت خود بکشید؛ اما در هواپونوپونو، شما موانعِ درونی را پاک میکنید تا «الهامِ الهی» (Inspiration) بتواند آزادانه در زندگیتان جاری شود.
مسئولیتپذیری؛ کلیدِ قفلهای بسته
اینجا به مهمترین بخشِ درسِ اول میرسیم: مسئولیتپذیری صددرصدی.
بسیاری از مخاطبین من در مجموعه رسالت زندگی در ابتدا گارد میگیرند. وقتی میگویم “تو مسئولِ تمامِ اتفاقاتِ زندگیات هستی”، میپرسند: “یعنی تقصیرِ من است که فلان شخص به من خیانت کرد یا فلان پروژه شکست خورد؟”
پاسخ من همیشه قاطع است: “نه! تقصیرِ تو نیست، اما مسئولیتِ توست.”
تقصیر یعنی مقصر بودن و گناهکار بودن که بارِ سنگینِ سرزنش را به همراه دارد. اما مسئولیت در هواپونوپونو یعنی پاسخگو بودن در برابرِ دادههایِ درون. قرآن کریم در سوره رعد، آیه ۱۱ به زیبایی به این قانونِ الهی اشاره میکند: إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ. (خداوند سرنوشت هیچ قومى را تغییر نمىدهد مگر آنکه آنچه را در خودشان است تغییر دهند).
این همان هسته مرکزی هواپونوپونوست. هر چه در بیرون میبینید، چه فقر باشد چه ثروت، چه صلح باشد چه جنگ، انعکاسی از دادههایِ پاکنشده در وجودِ شماست. وقتی شما پاکسازی میکنید، در واقع دارید آن داده یا خاطرهِ منفی را در سطحِ جمعی (ناخودآگاهِ کل) خنثی میکنید.
چرا باید پاکسازی کنیم؟
ذهنِ ناخودآگاه ما شبیه به یک هارد دیسک است که میلیونها فایلِ قدیمی از هزاران سال پیش را در خود ذخیره کرده است. این فایلها که ما به آنها “داده” (Data) میگوییم، بدون اینکه متوجه باشیم، در هر لحظه در حال پخش شدن هستند و واقعیتِ زندگی ما را میسازند.
وقتی شما بدون اینکه بدانید چرا در روابطتان دچارِ ترس از رها شدن میشوید، این یک خاطره است که در حالِ پخش شدن است. وقتی میترسید که اگر خرج کنید، پولتان تمام شود، این باز هم یک داده است. هواپونوپونو به شما ابزاری میدهد تا دکمه Stop این فایلهای مزاحم را بزنید.
تفاوت با عرفانهای دیگر
هواپونوپونو در جوهرهاش بسیار به تزکیه نفس در عرفان اصیل اسلامی نزدیک است. در عرفان، ما “من” کاذب یا نفسِ اماره را مانعِ رسیدن به حق میدانیم. پاکسازی در هواپونوپونو، عملاً همان “تخلیه” یا توبه است. در توبه، شما از آنچه بین شما و خداوند فاصله انداخته، پشیمان میشوید و درخواستِ اصلاح میکنید. در هواپونوپونو هم دقیقاً همین اتفاق میافتد؛ ما به خداوند میگوییم: “خداوندا، من از این دادهای که باعث شده این مشکل مالی یا عاطفی در زندگیام پدیدار شود، متأسفم. لطفاً مرا از آن پاک کن.”
اولین گام عملی: همین حالا شروع کن
نمیخواهم این مقاله فقط برایتان خواندنی باشد؛ میخواهم تجربهاش کنید. همین الان که این مقاله را میخوانید، به یکی از مشکلاتِ کوچکِ زندگیتان فکر کنید. شاید یک بدهی پرداختنشده، شاید یک دلخوری کوچک از دوستی قدیمی.
به آن موضوع فکر کنید و آرام زیر لب بگویید:
متأسفم. لطفاً مرا ببخش. دوستت دارم. سپاسگزارم.
نیازی نیست احساسِ خاصی داشته باشید. نیازی نیست با آن موضوع بجنگید. فقط “پاکسازی” کنید. این چهار عبارت، کلیدهایِ بازگشت به صفر (Zero Point) هستند؛ وضعیتی که در آن هیچ دادهای نیست و شما در کاملترین وضعیتِ روحی خود قرار دارید.
نتیجهگیری و دعوت به اقدام
دوستِ من، شما در حالِ ورود به سفری هستید که برای همیشه زاویه دیدِ شما را تغییر میدهد. از امروز تا مقاله بعدی، از شما میخواهم این تمرینِ ساده را انجام دهید:
هرگاه در طول روز، افکارِ منفی، نگرانی بابتِ پول، یا دلخوری از کسی سراغتان آمد، بلافاصله به جای تحلیلِ منطقی، فقط و فقط پاکسازی کنید. بگویید: “متأسفم، لطفاً مرا ببخش، دوستت دارم، سپاسگزارم.”
آیا حاضرید به جای جنگیدن با دنیای بیرون، قدرتِ واقعیتان را در درونِ خودتان کشف کنید؟ در مقاله بعدی به شما خواهم گفت که چگونه این چهار عبارتِ جادویی را با دقتی مثالزدنی در روابطتان به کار بگیرید.
راستی، در بخش نظرات زیرِ همین مقاله، برایم بنویسید که بزرگترین چالشی که همین الان در زندگیتان دوست دارید با پاکسازی آن را حل کنید، چیست؟
با نوشتنِ آن، اولین قدمِ پاکسازی را بردارید؛ چرا که اقرار به وجودِ دادهها، خود بخشی از فرآیندِ شفابخشِ هواپونوپونو است.
دیدگاهتان را بنویسید